قاصدک بارونی
قاصد بارانم...در دل خشك زمين
درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی... قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشم هایت می آیند...! تاسف بار است که باید لباس هایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم! پ.ن : روز زن مبارک باد... مادرم به خاطر تمامی زحماتت متشکرم... دوست داشتم کنارت باشم و دست های پر مهرت را ببوسم
من زنم و به همان اندازه از هوا سهم می برم که ریه های تو!
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت
0:9 توسط قاصدک بارونی| |



